ثانیه ها ، روزها ، ماهها ، حقیرتر از آنند که بهانه ای برای از یاد بردنت باشند .


با هر نگاه تو تقویم قلبم ورق میخوره ، کاش هرگز به تعطیلی نرسه !

خوب ها هرگز تنها نیستند و مهربانی همسایه ی همیشگی آنهاست و تو خوب ترینی .

فکر کردم تو همدردی ولی نه ! تو هم ، دردی !

 

بی تو دلم نیمه شبی سوی دشت / پر زد و آواره شد و بر نگشت / لذت بیداری شبها تویی / تازه ترین اصل تمنا تویی / چشم تو آغاز پریشانیم / دوری تو علت ویرانیم .

 

هرچی زنگ میزنم به گوشیت یه صدایی میگه : مشترکی که به یادشی تو رو فراموش کرده ! راست میگه ؟

 

در خیال من بمان ، اما خودت برو ، آنکه در رویای من است مرا دوست دارد ، نه تو !

 

در سایه ی دلشکستگی پیر شدم / غم خوردم و با غمت نمک گیر شدم / تا آمدم آشنای قلبت باشم / گفتی که من از غریبه ها سیر شدم

 

تنها بنایی که هرچه بیشتر بلرزه ، محکمتر میشه ، دله !

 

هرآنکه یار خواهد یار بسیار / ولیکن فرق دارد یار با یار / دل من سایه ی لطف تو میخواست / وگرنه سایه ی دیوار بسیار .