شعر برای امام حسین

 

آفتابی که چنین چهره تابان دارد                            صد چو مه عاشق سرگشته و حیران دارد

پرچم سلطنت عشق برافراشت شهر                  کز شرف خاک درش فخر به کیهان دارد

آمد آن موکب مسعود که در عرصه عشق             شهسواری است که دل داده، فراوان دارد

آفتابی ز سرا پرده عصمت بدمید                          که مه از شرم رخش سر به گریبان دارد

مرد میدان شجاعت، آن شیر ولی                         که نه اندیشد ز شمشیر و ز پیکان

سوی جانان برود سوخته جان هر که ز شوق          سر نهد بر کف و تقدیم به جانان دارد

عاشقان را دهد از جلوه معشوق نوید                    زین تبسم که به لب آن گل خندان دارد

عید میلاد حسین نور دو چشمان علی است          آن که بر چهره دو صد آیت یزدان دارد

شمع تابنده حق اوست که مشکات وجود               جلوه از تابش آن شمع، فروزان دارد

پی‌فرمان مطاعش فلک حلقه به گوش                   حکم بر دیده نهد گوش به فرمان دارد

جبهه ساینده ملائک به در بارگهی                          که چو جبرئیل امین صاحب و دربان دارد

مادر دهر نزاده است و نزاید چو حسین                   رادمردی که نشان از شه مردان دارد

چشمه رحمت حق اوست که با دشمن و دوست     کرم و لطف و جوانمردی و احسان دارد

هر که در سایه آن سرو جنان رخت کشید                کی دگر آرزوی روضه رضوان دارد

خسرو کون و مکان اوست که بر سر ز ازل                تاج فرماندهی عالم امکان دارد

بلبل گلشن حق اوست مگر لعل لبش                     که چو خوش نغمه داودی قرآن دارد

قصه عشق و فداکاری و جانبازی اوست                  داستانی که نه آغاز و نه پایان دارد

بشکفد با رخ خندان چو گل از فیض دمش                 هر که در ماتم او دیده گریان دارد

روی هفتاد و دو ملت ز اذل تا ابد است                     سوی آن کعبه که هفتاد و دو قربان دارد

گر چه هر خامه در اوصاف رخش سفت ولی             جلوه کی ران ملخ نزد سلیمان دارد

خسروا چهره مپوشان ز گدایان که رسا                     نکشد دست ز دامان تو تا جان دارد

خواهد این جامه که در تهنیت مقدم توست              عرضه بر درگه سلطان خراسان دارد

کیمیای اشک؛ سید جلال یاسینی

 

25 ذي‌الحجه (روز نزول سوره هل أتى)

روز بيست و پنجم ماه ذى الحجّه، روزى است كه سوره «هل اتى» در آن روز نازل شد
در شأن نزول اين سوره جمع زيادى از علماى شيعه و سنّى نقل كرده اند كه امام حسن و امام حسين(عليهما السلام)بيمار شدند و پيامبر(صلى الله عليه وآله) به عيادتشان آمد و به على(عليه السلام) فرمود: چه خوب است براى شفاى آنان نذرى كنى.
روز بيست و پنجم ماه ذى الحجّه، روزى است كه سوره «هل اتى» در آن روز نازل شد
در شأن نزول اين سوره جمع زيادى از علماى شيعه و سنّى نقل كرده اند كه امام حسن و امام حسين(عليهما السلام)بيمار شدند و پيامبر(صلى الله عليه وآله) به عيادتشان آمد و به على(عليه السلام) فرمود: چه خوب است براى شفاى آنان نذرى كنى.
حضرت على(عليه السلام) و حضرت فاطمه(عليها السلام) و فضّه براى شفاى آنان سه روز روزه نذر كردند.
وقتى كه حسنين(عليهما السلام) شفا يافتند، آنان براى اداى نذر روزه گرفتند - و مطابق برخى از روايات حسنين(عليهما السلام) نيز روزه گرفتند ـ در حالى كه از نظر موادّ غذايى در زحمت بودند. به هنگام افطار كه مقدارى نان را براى افطار آماده كرده بودند، صداى مسكينى را شنيدند كه تقاضاى كمك داشت. على(عليه السلام) و فاطمه(عليها السلام) و فضّه و حسن و حسين(عليهما السلام) نان خود را به آن مسكين دادند و خود در آن شب جز آب ننوشيدند.
غروب فردا نيز به هنگام افطار يتيمى اظهار نياز كرد و بار ديگر جريان شب گذشته تكرار شد و آنان با مقدارى آب افطار كردند.
روز سوم نيز به هنگام غروب اسيرى به در خانه آنان آمد و آن خانواده كرامت و بزرگوارى و ايثار، از سهم نان خود گذشتند و آن را به اسير دادند.
فردا على(عليه السلام) دست حسن و حسين را گرفت و خدمت پيامبر(صلى الله عليه وآله) آمد، چشم پيامبر به بچّه ها افتاد كه از شدّت گرسنگى مى لرزيدند; علّت را جويا شد و على(عليه السلام) ماجرا را تعريف كرد. پيامبر(صلى الله عليه وآله)ناراحت شد و با هم به منزل حضرت زهرا(عليها السلام) آمدند، در اين حال جبرئيل فرود آمد و سوره هل أتى (انسان) را از جانب خداوند آورد. در اين سوره از ايثار توأم با اخلاص اهل بيت(عليهم السلام) به عظمت و بزرگى زياد ياد شده است


براى اين روز اعمالى ذكر شده است:


مرحوم «سيّد بن طاووس» از «شيخ مفيد» نقل مى كند كه مستحب است در چنين روزى روزه بگيرند، زيرا در چنين روزى خداوند فضيلت و برترى اهل بيت رسول خدا را آشكار ساخت
در شب بيست و پنجم و روز بيست و پنجم براى تأسّى به آن بزرگواران انفاق و اطعام و صدقه دادن به فقرا مناسب است
مناسب است در اين روز غسل زيارت انجام دهند و ائمّه(عليهم السلام) را زيارت كنند مخصوصاً خواندن زيارت جامعه در اين روز مناسب است.

منابع:

1. همان مدرك، صفحه 770 و اقبال صفحه 529.
2. براى آگاهى بيشتر و تفسير آيات موردنظر به تفسير نمونه، جلد 25، صفحه 343 به بعد (ذيل تفسير سوره انسان) مراجعه كنيد.
3. اقبال، صفحه 529.
4. همان مدرك.
5. زادالمعاد، صفحه 368.

شب قدر

شبی است که «لیلة البراتش» خوانند:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند

مبادا لیله القدرت سرآید گنه بر ناله ام افزون تر آید

مبادا ماه تو پایان پذیرد ولی این بنده ات سامان نگیرد

تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی

لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی

امشب تمام آینه ها را صدا کنید گاه اجابت است رو به سوی خدا کنید

ای دوستان آبرودار در نزد حق در نیمه شب قدر مرا هم دعا کنید

شب قدر است و من قدری ندارم چه سازم توشه ی قبری ندارم

امشب ...

از آسمان باران انا انزلنا بر فرق زمین می بارد ...

امشب چشمانم را با آب توبه می شویم

و کلام قرآن در دهانم می ریزم

تا خواب چشمانم را نیازارد ...

رسول خدا (ص)

هرکه شب قدر را زنده بدارد تا سال دیگر عذاب از او دور می گردد.

******

به پیامبر(ص) گفته شد:

اگر شب قدر را دریابم از خدا چه چیزى را مسئلت کنم؟ فرمود: «عافیت را».

انیس قلب خود تنها خدا کن خدا را در دل شبها صدا کن

ز خوف حق چو اشکی را چکاندی به حال این رفیقت هم دعا کن

دراین شبها تو مهدی(عج) را صدا کن چو یوسف غایب است حیران چنانیم

دعای اول و آخر ظهور است که بیش از این در این هجران نمانیم

شب قدر، فصل نزول انوار رحمانی بر بوستان جانهای روحانی است.

******

ادامه نوشته